قبل از اسپرینگ دنیای جاوا در چه شرایطی بود؟
در اواخر دههی ۱۹۹۰ و اوایل دههی ۲۰۰۰، زبان جاوا به یکی از فناوریهای مهم برای توسعهی نرمافزارهای سازمانی تبدیل شده بود. در آن دوران، J2EE (Java 2 Platform, Enterprise Edition) یکی از پلتفرمهای اصلی برای ساخت برنامههای سازمانی بزرگ و پیچیده به شمار میرفت.
J2EE مجموعهای از استانداردها و فناوریها را برای توسعهی این نوع نرمافزارها فراهم میکرد؛ اما کار کردن با آن همیشه ساده نبود. توسعهدهندگان برای پیادهسازی بخشهای مختلف یک برنامه، علاوه بر منطق اصلی نرمافزار، باید با پیچیدگیهای زیرساختی و تنظیمات مختلف نیز سروکار داشتند.در واقع توسعهدهنده بهجای اینکه تمام تمرکزش را روی حل مسئلهی اصلی برنامه بگذارد، مجبور بود زمان قابلتوجهی را صرف آمادهسازی و مدیریت بخشهای مختلف آن کند.و دقیقاً در همین نقطه بود که ایدهی اسپرینگ شکل گرفت.
داستان اسپرینگ از کجا شروع شد؟
داستان اسپرینگ با Rod Johnson آغاز میشود؛ توسعهدهندهای که هنگام کار روی پروژههای مختلف Enterprise Java با مشکلات و پیچیدگیهای J2EE مواجه شده بود.
او به این نتیجه رسیده بود که برای سادهتر شدن توسعهی این نرمافزارها، باید رویکردی متفاوت در پیش گرفت؛ رویکردی که به توسعهدهندگان اجازه دهد بخشهای مختلف برنامه را سادهتر مدیریت کنند و وابستگی کمتری به پیچیدگیهای زیرساختی داشته باشند.
در سال ۲۰۰۲، کتاب معروف او با عنوان زیر منتشر شد:
Expert One-on-One J2EE Design and Development
اما اتفاق جالب این بود که Rod Johnson فقط دربارهی مشکلات J2EE صحبت نکرد. او همراه این کتاب، حدود ۳۰ هزار خط کد از یک فریم ورک نیز منتشر کرد؛ کدهایی که بسیاری از ایدههای بنیادی اسپرینگ را در خود داشتند.
این کدها شامل راهکارهایی برای مدیریت اشیا و وابستگیهای آنها، سادهتر کردن دسترسی به دادهها و ساختار اولیهی توسعهی برنامههای وب بودند. برای مثال، ایدههای اولیه ای که بعدها در بخشهایی مانند موارد زیر دیده شدند، در آنها وجود داشتند:
- IoC Container :سازوکاری برای مدیریت اشیا و وابستگیهای آنها
- BeanFactory : ابزاری برای ساخت و مدیریت اشیای تحت مدیریت اسپرینگ
- Dependency Injection : روشی برای تأمین وابستگیهای یک کلاس از بیرون آن
- JdbcTemplate : ابزاری برای سادهتر کردن ارتباط با پایگاه داده
چرا اسم آن اسپرینگ شد؟
در ابتدا، این فریم ورک نام اسپرینگ را نداشت. در کتاب Rod Johnson از آن با عنوانInterface21 یاد شده بود و نام پکیج های آن نیز با com.interface21 شروع میشد.
نام اسپرینگ را Yann Caroff پیشنهاد داد.این نام دو تداعی جالب داشت: از یک طرف، یادآور طبیعت و سرزندگی بود و از طرف دیگر، استعارهای از یک شروع تازه به شمار میرفت؛ شروعی پس از زمستان.
Rod Johnson بعدها توضیح داد که نام اسپرینگ به نوعی بیانگر شروعی تازه پس از «زمستان» رویکردهای سنتی J2EE بود. به این معنا که اسپرینگ میخواست رویکردی متفاوت و سادهتر برای توسعهی نرمافزارهای سازمانی جاوا ارائه دهد.
با گذشت زمان، اسپرینگ نیز تکامل پیدا کرد و قابلیتهای بیشتری به آن اضافه شد. امروزه وقتی از این فریم ورک صحبت میکنیم، ممکن است منظورمان خود اسپرینگ فریم ورک یا مجموعهی گستردهتری از پروژههای این خانواده باشد؛ مجموعهای که ابزارهای متنوعی برای توسعهی نرمافزارهای جاوا فراهم میکند.
در ادامهی این مجموعهی آموزشی، بهتدریج با مفاهیم اصلی اسپرینگ، نحوهی کار آن و ابزارهایی که برای ساخت برنامههای کاربردی در اختیارمان قرار میدهد آشنا میشویم.
بازخورد و دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این صفحه نظر میدهید